تبلیغات
شهدادگشت

شهدادگشت
سفرنامه ، خاطرات 


آسمان را به نام تو صدا می زنم

دریا را به نام تو می خوانم

شب را و روز را به نام تو مرور می کنم

با این ترانه ،از عشق نه.... از تو می گویم

 که عشق

نام کوچک توست





طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: عاشقانه، متن، نام کوچک تو، شب و روز، آسمان، دریا،
[ هشتم اردیبهشت 96 ] [ 07:57 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]


این پنجره را نبند. هوا به تو نیاز دارد، من به هوا

به دریای پشت پنجره ها. این بهترین منظره ای است که می شود برایش شعر گفت.. این پنجره را نبند. هر بار که می بندی خورشید کسوف می کند. مهتاب می میرد، ستاره ها خاموش می شوند. زمان متوقف می شود

می خواهد چند ثانیه باشد یا چند دقیقه یا چند ساعت ؛چشمها پشت در های بسته اش به خواب می رود. شعر سر در گم می ماند و من هوا کم می آورم

 کم می آورم. نبندشان. چشم هایت را می گویم

رادیو هفت




طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: رادیو هفت، عاشقانه، این پنجره را نبند، من به هوا نیاز دارم،
[ بیست و نهم اسفند 95 ] [ 07:04 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]
[ هفدهم اسفند 95 ] [ 06:56 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]


حتی اگر باران شوی و عاشقانه بباری هستند کسانی که چتر در دست بگیرند و تو را نخواهند.



طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: باران، متن، عاشقانه، چتر،
[ سوم اسفند 95 ] [ 09:13 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]

می گویند دنیا کوچک است. پس چطور در این همه کوچکی اش گم شدم؟ کی؟ کجا خودم را جا گذاشتم که دیگر آخرین نگاهم در آینه به خاطرم نمی آید؟ فقط یادم است آخرین باری که قدم به قدم باران، خیابان های خیس از خاطره را مرور کردم، سایه ی بی رنگی در کوچه ای بن بست پای یک پنجره، فراموش شده بود.

می گویند دنیا به کسی وفا نمی کند. پس چطور دنیای اطراف من، درختان پشت این پنجره، همین سنگ فرش پیاده رو، این دیوار های ترک خورده، این چراغ های همیشه خاموش، این آینه ی کدر، حتی همان فنجان های کهنه و قوری لب شکسته، تمام دقیقه های قدیم را هر روز و هر شب بی کم و کاست با وفاداری تمام برایم مرور می کند؟

حالا می خواهم خندیدن را تمرین کنم. به هر بهانه ای و بی هر بهانه ای. خنده به بی حواسی خودم، به پرواز برگ ها در باد، به تکان های بی هوا از شنیدن صدای رعد، به بوی باران، صدای ناموزون کلاغ ها، آواز عجولانه ی گنجشک و سکوت ماهی مبهوت در چاردیوار زندان شیشه ای اش. آخر می گویند به دنیا بخند تا به رویت بخندد. شاید این بار درست گفته باشند.


متن از رادیو هفت

پیوست:

گلهای بالا هدیه ای است از طرف پسری و دختری به مناسبت تولد من و همسری که دوم بهمن و پنجم همین ماه بود...ممنون عزیزانم




طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: گل رز، رز سرخ، رزسفید، متن، رادیو هفت، عاشقانه، بخند تا دنیا به رویت بخندد،
[ چهاردهم بهمن 95 ] [ 09:12 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]


Related image

از خیالم که می گذری

نفس نفس   ...

پروانه می شوی

باران جوانه می زند

و من   ...

در حصار رنگین کمان

باغی از گل می شوم  !





طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: عاشقانه، شعر، باغی از گل، پروانه، خیال،
[ بیستم دی 95 ] [ 07:35 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]

باز دلم هوای هوایت را دارد… نفس عمیقی باید کشید؛ به وسعت تمام بود و نبود.





طبقه بندی: دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: عاشقانه، دل نوشته، نفس عمیق، بود و نبود، السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیک یا ابوالفضل العباس، باز دلم هوای هوایت را دارد،
[ دهم دی 95 ] [ 07:31 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]
منم دلتنگ ...دلتنگ ....دلتنگ
کاش عمودها تا ابد ادامه داشت و من می رفتم .....می رفتم و برنمی گشتم....
تو مسیری که شبیه بهشته ...نه اصلا خود بهشته قدم گذاشتن ...نفس کشیدن .....ذکرگفتن....زندگی کردن....وای............خدای من
هرکس باید خودش باشد و حس کند...
با این همه دلتنگی چکار کنم آقا جان....عزیزم....
دلم با هر قدم...با هر نفس اسم شما را خوانده....السلام علیک یا آقاجان....السلام علیک یا آقاجان.....السلام علیک یا آقاجان.


طبقه بندی: مذهبی، عاشقانه،
برچسب ها: پیاده روی اربعین، نجف تا کربلا، مذهبی، عاشقانه، مسیر بهشت،
[ دوم آذر 95 ] [ 07:06 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]
ﺍﻟﻬﯽ ....

ﺑـﻮﯼ ِﻧﺎﺏ " ﺑﻬﺸـﺖ "ﻣﯿﺪﻫﺪ ﻫﻤـﮥ  
" ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ "ﻗﺸـﻨﮓ ِ " ﺗــﻮ "

ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻣﺸﺎﻥ ﺭﻭﯼ ِﺯﺧﻤﻬﺎﯼ "ﺩﻟﻢ "

ﮔﻔـﺘﻪ ﺑـﻮﺩﯼ "ﺍَﻟﺠَّﺒﺎﺭ "

ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﮐـﻪ " ﺟُـﺒﺮﺍﻥ ﻣــﯿﮑﻨﺪ "  
ﻫﻤـﮥ ﺷﮑﺴﺘﮕـﯿﻬﺎﯼِ " ﺩﻟﺖ " ﺭﺍ

ﮔﻔـــــﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ " ﺍَﻟﻤُﺼَـﻮِّﺭ "

ﮐﺴﯽ ﮐــﻪ ﺍﺯ ُ"ﻧﻮﻣـﯿﺴـﺎﺯﺩ " 
ﻫﻤﮥ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ "ﻭﯾـﺮﺍﻥ "  ﺷـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ ﺩﺭﻭﻥ ِ " ﺩﻟﺖ "

ﮔﻔــﺘﻪ ﺑـﻮﺩﯼ " ﺍﻟﺸّـﺎﻓـﯽ "

ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﮐـــﻪ " ﺷِﻔﺎ " ﻣـﯿﺪﻫﺪ 
ﺗﻤﺎﻡ ِ" ﺯﺧﻤﻬـﺎﯼِ ﻋﻤﯿﻖ " ﻭ " ﻧﺎﻋـﻼﺝ " را...
 ﻫـﻮﺍﯼ ِ "ﺩﻟﻢ " ﺳﺒﮏ ﻣﯿﺸﻮﺩ ، ﺑــﺎﺯﻣﺰﻣﻪ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼِ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ

ﻧَﻔـﺲ ﻣﯿﮑﺸــﻢ ﺩﺭﻫﻮﺍﯼِ "ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬـﺎﯼِ ﻧﺎﺑﺖ 

"ﺍﻟﻬﯽ "

ﺳﭙﺎﺱ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ وخدایی میکنی...

ممنون از سعیده برای این متن قشنگ
عکس از دختری و پسری



طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: عاشقانه، عاشقانه ای برای خدا، پروردگارمن، نام های خدا، اسم اعظم خدا،
[ هفتم مرداد 95 ] [ 05:10 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

سایه ی خرداد که از سر تقویم کم شود، بهار هم بهانه ی ماندن ندارد،

کفشهای رفتنش را ور میکشد، بقچه زیر بغل،
میدان تهی میکند برای تابستان!

که هنوز از راه نرسیده عطش انداخته به دل آسمان و خورشید را تمام وقت به خدمت گماشته...


تابستانی که نه سرسبزی و عطر بهار نارنج های اردیبهشت را دارد ،

نه هوای دونفره و خش خشِ برگهای پاییز را...


تابستانی که دلمان حتی به فالوده ی شیراز هم آرام نمیگیرد،


که خدا میداند چقدرررر دلمان باران میخواهد


که هربار نگاهمان به داغیِ آسمان افتاد چیزی ته دلمان فریاد میزند :


"ای ابر لطف بر من خاکی ببار هم"


"مگر اندکی قرار گیرد دل بیقرارمان"

ممنون از سعیده نازنینم برای ارسال این متن قشنگ

عکس از دختری و پسری من



طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: تابستان، بهار، دل بی قرلر، فالوده شیرازی، باران، هوای دو نفره، عاشقانه،
[ یکم تیر 95 ] [ 04:12 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

 

باران عاشقم می کند

و من هوس
جرعه ای از آفتاب را می کنم

خیس شدن از
باران در یک روز آفتابی تماشایی است...



طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: عاشقانه، باران، عاشقی، یک روز آفتابی، شعر نو، خیس شدن،
[ نهم خرداد 95 ] [ 05:22 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

هر روز

شیطان لعنتی 
خط های ذهن مرا
اشغال می كند
هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ آن وقت 
من اشتباه می كنم و او 
با اشتباه های دلم
حال می كند.
دیروز یك
فرشته به من می گفت: 
تو گوشی دل خود را 
بد گذاشتی 
آن وقت ها كه
خدا به تو می زد زنگ 
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی؟!
یادش به خیر 
آن روزها
مكالمه با
خورشید
دفترچه های كوچك ذهنم را 
سرشار خاطره می كرد
امروز پاره است
آن سیم ها 
كه دلم را
تا آسمان مخابره می كرد.
×××
اما

با من تماس بگیر ، خدایا
حتی هزار بار 
وقتی كه نیستم 
لطفا پیام خودت را 
روی پیام گیر دلم بگذار.

عرفان نظر آهاری

عکس از دختری و پسری





طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: عرفان نظرآهاری، متن، با من تماس بگیر خدا، متن ادبی، عاشقانه،
[ هفتم خرداد 95 ] [ 07:44 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

خدای مهربان ما 


میدانیم که تا آسمان راهی نیست...
ولی تا آسمانی شدن راه بسیار است...!!؟
 

این دست های خالیمان به سوی تو بلند میشود و تمنا دارد... 


عکس از دختری و پسری




طبقه بندی: دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: خدا، آسمانی شدن، آسمان، عاشقانه، دعا، دست های خالی،
[ یکم خرداد 95 ] [ 06:07 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

پرویز صادقی




طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: عاشقانه، لبخند، شعر نو، پرویز صادقی، دلتنگی،
[ بیست و پنجم اردیبهشت 95 ] [ 19:22 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]

خانه ای از جنس محبت ساخته ام در امتداد نگاهت

خانه ای رویایی که کسی در خواب هم تصورش را نمی تواند بکند

بگذار تا ابد مهمان چشم های تو باشم

چشم ها...

همان پنجره های روحت که مرا یاد خدا می اندازند

همان ها که هنوز ازشان بوی بهشت به مشام می رسد...


بگذار تا ابد مهمان چشم های تو باشم...



طبقه بندی: خونه باغ ما،
برچسب ها: خونه باغ ما، خانه صورتی، Pink house in iran، هنر معماری، شعر، عاشقانه، خانه ای از جنس محبت،
[ هشتم اردیبهشت 95 ] [ 05:49 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]



اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

                                                   دنیا برای از تو سرودن مرا کم است



طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است، شعر، عاشقانه،
[ هجدهم دی 94 ] [ 07:35 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدک های من ]
شهدادگشت

سر می کشم

تمام افق ها را

و تا دور دستِ عشق

صدایت می زنم

نه   ...  

تو نیستی !

و من   ... 

با نفس ِ  

یاس های دلتنگ

تا لبخند گل های سرخ

تو را آه می کشم                                                                                 

                                                                                                              "  صادقی"

...........پدرم............جایت اینجا خالی ست و من هر روز بیادتم...هر روز.




طبقه بندی: شعر، خاطره، عاشقانه،
برچسب ها: شعر، عاشقانه، پدرم، کل های سرخ، یاس،
[ پنجم دی 94 ] [ 09:08 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدک های من ]

Image result for winter spring wallpaper

بیایید همه مون آ
رزو كـــنیم كه آن اتـفاق قـشـنـگ بـیـفـتـد…
رویـــا بـبـارد..
قـنــد بـاشــد ..
و
خــدا بــخـنـدد بـه خـاطـر مـا
زمستانتان سفید و پر برف



طبقه بندی: دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: خدا، عاشقانه، زمستان، آرزو، یک اتفاق،
[ دوم دی 94 ] [ 19:55 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدک های من ]

   امروز هشتم آذرست و ....
درست سی سال پیش من و همسری آغاز زندگی مشترکمان را جشن گرفتیم.

چند سالی ست که بدون یادآوری من کسی این روز و مناسبت آن را بیاد نمی آورد....
در این سالها همه جور اتفاقی تو زندگی برامون افتاد ...خوب ،بد،غمگین،شاد.....ولی همیشه و همیشه خدای مهربون پشت و پناهمون بود..و ما هم دلخوش به او و یاری او.
....... من از داشتن همسرم و زندگی قشنگم احساس خوشبختی و شادی میکنم......
خدای من ممنون تمام مهربانی هایت در این دنیا هستم.

عاقبت بخیری را هم جز، نعمت هایت برامون قرار بده.




طبقه بندی: خاطره، عاشقانه،
برچسب ها: خاطره، هشت آذر، زندگی مشترک، عاشقانه، داستان عشق ما،
[ هشتم آذر 94 ] [ 07:00 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]
[ هفتم آذر 94 ] [ 07:27 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

این وبلاگ سفرنامه ی من است:
سفر به دل من...به گذشته ی من....به آینده ی من.....به دنیای خیال من و به زندگی روزمره ی من و خاطرات سفرهای کوتاه و بلندم به جاهای مختلف.
تمام عکس ها با برچسب شهدادگشت کار خودم و پسری و دختری است.و گاها همسری.
نوشته های قبلی منو می تونید در وب شهدادگشت "بلاگفا" بخونید...http://shahdadgasht.blogfa.com
یک سر بزنید ضرر نداره.
البته به مرور بعضی از نوشته هامو مثل سفرنامه ,روزنوشت های خونه باغ و دل نوشته هامو به اینجا منتقل می کنم.
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Logo Code>

شهدادگشت

سوره قرآن

چشم به راه شماییم...

عصر ظهور

عصر ظهور

طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)

a href="http://reza-tavakolfard.blogfa.com/" target="_blank">به نام خدا ، به یاد خدا ، برای خدا کلیک کنید"> وصیت شهدا