تبلیغات
شهدادگشت

شهدادگشت
سفرنامه ، خاطرات 
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ هفدهم دی 95 ] [ 06:15 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]
Related image

تعجب نمی کنم از این همه عاشقانگی تعجب می کنم از قحطی غزل و ترانه ! از کمی واژه ! از اینکه حرف دارم و نمی توانم این همه حرف را با آنهمه احساسی که همراهش موج می زند را بیان کنم ....بنویسم....

من عاشقم.....فقط همین .....عاشق!!






طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: عاشقانگی، دل نوشته، قحطی غزل، حرف های دل من، احساس، امام حسین ع، کربلا،
[ پانزدهم دی 95 ] [ 07:33 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]

باز دلم هوای هوایت را دارد… نفس عمیقی باید کشید؛ به وسعت تمام بود و نبود.





طبقه بندی: دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: عاشقانه، دل نوشته، نفس عمیق، بود و نبود، السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیک یا ابوالفضل العباس، باز دلم هوای هوایت را دارد،
[ دهم دی 95 ] [ 07:31 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]


می خواهم

       به جای شعر

       نام تو را بنویسم

       تا دلم بنشیند

       و نگاهت کند  

                   ***********  کاش می شد                            

       زیر بارانی که در دلم می بارد

       قدم می زدی

       تا من می نشستم

       و غزل چشمهایت را

       دوره می کردم


شعر از دختری





طبقه بندی: دل نوشته، شعر، عاشقانه،
برچسب ها: شعر عاشقانه، شعر، غزل چشمهایت،
[ بیست و نهم آذر 95 ] [ 06:59 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]

خدای من
تو زیباترین " ﺣﻀﻮﺭ " ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻨﯽ
ﻭﻣﻦ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ...
ﺧﻮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ؛ ﺑﻪ ﺁﺑﯽ ﺁﺳﻤﺎﻧﺖ 
ﺑﻪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﯿ ﺸﻤﺎﺭﺕ
ﺑﻪ ﺑﺨﺸﺶ ﻫﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭتمندانه ات
ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ
ﺑﻮﯾﯿﺪﻥ ﮔﻠ ﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﯽ
ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺪﯾﻪ می دﻫﯽ
ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﻭ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ، ﻧﻪ ﻏﺼﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ براﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﻭﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎ
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﭼﺸﻤﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻋﻠﻔ ﻬﺎ ﺩﺭ ﺳﺒﺰ ﺷﺪﻥ ﻣﻌﻨﯽ پیدا می کنند.
ﮐﻮﻫ ﻬﺎ ﺑﺎﻗﻠﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺭﯾﺎﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﻮﺝ، ﺯﻧﺪﮔﯽ پیدا می کنند. ﻭﻫﻤﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧ ﻬﺎ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ
ﭘﺲ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ پذیرا ﺑﺎﺵ ﻭ
ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ پیش ﺩﺭ آﻥ ﺟﺎﯼ ده
الهی آمین.



طبقه بندی: خونه باغ ما، دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: عاشقانه ای با خدا، خدای متعال، گلهای آفتابگردان، خونه باغ ما،
[ بیست و یکم شهریور 95 ] [ 14:40 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدک ها ی من ]

پروانه هایی به شمع می رسند
که با قلب هایشان پرواز می کنند ، نه با بال هایشان ،
وگرنه وبال در عالم بسیار است .

از کتاب از پروانه ها بپرسید!



طبقه بندی: دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: علی اکبر بقایی، کتاب از پروانه ها بپرسید، رزمندگان اسلام، جبهه های جنگ،
[ نهم شهریور 95 ] [ 17:24 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

پایین تر از ابرها ......گوشه ای از زمین خدا .
اینجا ، روی زمین  ، نمی دانم چرا ، همیشه دلتنگم ....اینجا روی زمین، این دنیا پر است از رنگ ، رنگهایی که آدم را سرگرم می کنند تا یادمان برود سوالی کنیم، چیزی بپرسیم ....از گذشته  ، از بودنمان در اینجا ، ....
با تمام اینها ، ....این رنگها....باز من دلتنگم ....دل تنگ آسمان ....دلتنگ تک رنگ آسمان...به آن بالا که نگاه میکنم ، تک رنگ آسمان ، آبی آسمانی ...دلم را باز می کند...آنوقت یادم می افتد که ....
....به من گفته اند که زمانی آن بالا بالاها بودم ...در اوج بودم ....زمینی نبودم ، آسمانی بودم...پیش خدا بودم ....در کنار ملائک....در بهشت خدا...آنجا که وصفش را که می شنویی دلت غنج می رود...
پاک بودم .... آنوقت دلم بیشتر و بیشتر میگیرد که هیچ ، باران اشک گونه هایم را تر میکند...
و تازه می فهمم این حس غریبی و تنهایی ام از کجا آب می خورد.
خدایم دلم می خواهد بغلت  کنم ...دلم می خواهد یک دل سیر گریه کنم....دلم می خواهد وقتی گریه می کنم نوازش تو را بر روح و روانم حس کنم ....دلم تو را می خواهد....
چقدر خوب است که به تو ، تو می گویم نه شما....
چقدر خوب است بزرگ و مهربانی ، توانا و قادر ، عزیز و یکتا ، رحمان و رحیم ، ...
چقدر خوب است که من می توانم به تو توکل کنم ، دل خوش کنم ، امیدوار باشم ، ....
چقدر خوب است که من اینهمه دوستت دارم ....
چقدر خوب است که در نهایت به تو می رسم...

عکس از دختری و پسری من


طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: دل نوشته، پایین تر از ابرها، خدای من، آسمانی باش، بهشت خدا، سرشت آدمی، عالم ذر،
[ چهارم تیر 95 ] [ 21:08 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

دلت که تنگ باشد ، دنیا هم برایت تنگ میشود ، آنقدر تنگ و کوچک که دیگر هیچ چیز را چشمانت نمی بیند....جز خودت و تنهایی ات و غصه ی درون سینه ات...
بعضی حرفها را نمی شود گفت ، فقط میشود گریه کرد ....
گاهی حس درونی ات را باید در همون سینه حبس کنی ، ابرازش سودی نخواهد داشت چون همدردی ، هم احساسی ، سنگ صبوری در کنارت نداری ...تا درکت کند...
کاش کسی از راه برسد با یک بغل اتفاق خوب ...با یک ترانه از شادی زندگی ...
کاش خدا خودش ، فقط خودش به داد این دل برسد....




طبقه بندی: خونه باغ ما، دل نوشته،
برچسب ها: دلتنگی، تنهایی، غصه های من، دل نوشته، خدای من،
[ ششم خرداد 95 ] [ 07:12 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

کفشدوزک تنها بود ، میان گندم زاری بزرگ....

به اطرافش که نگاه میکرد ، جز انبوه خوشه های گندم چیزی نمی دید...همه جا سبز بود و سبز...و او تنها نقطه ی رنگی این دشت سبز .و تنها یک صدا از دور دست ها نوای موسیقی این دشت بود....نوای حزن انگیز بد بده ای که همراه نسیم به گوشش می رسید...

دلش گرفته بود ، هم صحبتی می خواست...تا از دلتنگی هایش برایش بگوید ...

باران بارید...و قطره ای از آن بر روی کفشدوزک افتاد ...

نگاهش به آسمان آبی بالای سرش افتاد ....خنده اش گرفت ....چرا فراموش کرده بود....و یادش آمد که تنها نیست ...دوستی در نزدیکی اوست....

 که می تواند از غمها و تنهایی اش با او صحبت کند ...می تواند آرامش را از او بخواهد...و آرام شود ...


عکس از دختری و پسری




طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: کفشدوزک، دل نوشته، دلتنگی و تنهایی، مزرعه گندم، آسمان،
[ پنجم خرداد 95 ] [ 05:29 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

خدای مهربان ما 


میدانیم که تا آسمان راهی نیست...
ولی تا آسمانی شدن راه بسیار است...!!؟
 

این دست های خالیمان به سوی تو بلند میشود و تمنا دارد... 


عکس از دختری و پسری




طبقه بندی: دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: خدا، آسمانی شدن، آسمان، عاشقانه، دعا، دست های خالی،
[ یکم خرداد 95 ] [ 05:07 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
[ نهم اردیبهشت 95 ] [ 05:32 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
[ ششم اردیبهشت 95 ] [ 18:35 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
شهداد گشت

مزارع کلزا در مسیر خونه باغ ....
میدونید کلزا چیه ؟
دانه روغنی



طبقه بندی: خونه باغ ما، دل نوشته،
برچسب ها: دوستی، دل نوشته، دلتنگی، نیمکت، تنهایی،
[ سی و یکم فروردین 95 ] [ 07:56 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

دیشب باز باران آمد و بوی خوش زندگی همه جا را فرا گرفت و من نفس کشیدم و زنده شدم بااین رحمت خدایی و دعا کردم . برای تو .

کاش تو هم برای من دعا کرده باشی !!! 

 




طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: دل نوشته، باران، دعا، رحمت خدا، باران بهاری،
[ سیزدهم فروردین 95 ] [ 06:01 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]



طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: بهار، دعا، مهربانی خدا،
[ بیست و هشتم اسفند 94 ] [ 06:20 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
شهداد گشت

این روزها .... آخرین روزهای زمستان را در کنار امام مهربانی ها می گذرانم ....امام رضا علیه السلام...
حرم که می روم ، خنکای نسیم بهاری که به صورتم میخورد، روحم تازه می شود...
نسیمی که با گذر از فراز گنبد طلایی امامم نوید شروع یک بهار طلایی را به من میدهد....یک بهار زیبا....
بهاری که آغازش حضور در کنار ضریح متبرک امام باشد، بهاری خواهد بود متفاوت...
سالی خواهد بود مبارک....سال نوی من مبارک است ،
من خوشحالم ، خوشحال....
امروز که رفتم حرم ....بهم بسیار خوش گذشت....یک اتفاق ، اتفاقی که بین آن همه زائر برای من رخ داد،مرا خوشحال کرد،
...و من باز هم فهمیدم که امامم مرا دیده است...میان اینهمه زائر عاشق.
خدا را شکر می کنم برای اینهمه مهربانی....
دوستت دارم امام مهربان من....دوستت دارم.

شهداده
عکس از دختری



طبقه بندی: سفرنامه، دل نوشته،
برچسب ها: زیارت امام هشتم، سفرنامه، سفرنامه مشهد زمستان۹۴، بهار طلایی، امام رضا ع، زائران عاشق،
[ بیست و هفتم اسفند 94 ] [ 14:56 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
شهدادگشت

عکس از دختری..بقیه اش از من..



طبقه بندی: امام زمان عج، دل نوشته،
برچسب ها: امام زمان عج، دل نوشته، بهار، آمدن بهار، شکوفه باران، زندگی،
[ بیست و ششم اسفند 94 ] [ 07:01 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
شهداد گشت

دوباره دلتنگی ، دوباره حسرت ، دوباره آه
دوباره بی تابی....
آقا جان ، روزیم کن ، 
دلتنگ نشستن روبروی حرمتم ....آقا جان
دلتنگ لمس ضریحتون که هر دست کشیدن ، مرحمی میشه بر دلم و دلتنگی هام....
روزیم کن تا دوباره بیام پیشتون....

طراحی پوستر از دختری..



طبقه بندی: دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: زیارت امام حسین علیه السلام، دلتنگی،
[ دهم اسفند 94 ] [ 06:40 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
شهداد گشت


طبقه بندی: دل نوشته، نکته،
برچسب ها: مرگ، خدا، نکته، زندگی و مرگ، دعا،
[ هفدهم بهمن 94 ] [ 07:12 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
1children7.jpg
Baby3e2.gif

همچون امروزی و در سالی بسیار دور که به چشم بر هم زدنی به این سال رسید و به امروز، 
و در سرزمینی سبز که دشت هایی داشت فراخ که در این موقع از سال سفید،سفید شده بودند...و یک آسمون به رنگ آبی فیروزه ایی...
نوزادی با موهایی همرنگ شبق و چشمانی همچون مروارید سیاه نگاهش را به روی این دنیا گشود...با لبخندی ....
او دومین فرزند خانه ایی شد که پدر در انتظار پسری کاکل زری بود.....اما به جایش دختری با زلف سیاه هدیه ای شد از طرف خدا ، برایش...
خیلی زود مهرش در دل همه می نشست چون همیشه با دهانی لبریز از شکوفه های خنده و نگاهی روشن ،قلب دیگران را تسخیر میکرد....
آغوش کوچکش برای در آغوش گرفتن دنیا با تمام آدمهایش کافی بود...
او دوست داشت دیگران را و دوست داشت دیگران دوستش داشته باشند.....
دنیا برایش زیبا بود و در تمام این سالها آن را زیبا دید،،،،خدا همیشه با او
مهربان بودsmile
دخترک دیروز ، آرزو میکند ، هنگام تولد به دنیای دیگر ،آنجا هم برایش از اینجا زیباتر باشد .
و حالا ....او نیاز دارد که دعای همه ی آدمهای خوب هدیه ی روزهای زندگیش باشد.http://girlygifs.com/wp-content/uploads/2011/04/97.gif
شهداده



طبقه بندی: دل نوشته، خاطره، تولد، داستان،
برچسب ها: تولد، داستان، دل نوشته،
[ دوم بهمن 94 ] [ 05:23 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]
شهدادگشت

ما تو خونه باغ کرسی گذاشتیم.....این هم عکسش ...از بس که هوا سرد بود...باید بگم که هوای توی خونه چند درجه سردتر از هوای بیرونه...
چرا؟
نمیدونم......تو خونه از سردی هوا می لرزم ولی وقتی میرم تو حیاط می بینم آنقدرها هم هوا سرد نیست....
برای همین همسری رفت و یک کرسی کوچک خرید ...گرمای کرسی لذت بخشه....کرسی آدمو تنبل میکنه...مخصوصا منو که یه ژن تنبلی هم دارم.
کرسی منو بیاد خاطرات قدیم انداخت ...آن موقع که همه دور هم جمع بودیم...آن موقع که دوران بچگی گفته میشه.ما یک خانواده هفت نفری بودیم .چهار بچه و پدر و مادر و مادربزرگ...دلم برای مادر بزرگم تنگ شده ، کاشکی باهاش مهربانتر بودم ، کاشکی اذیتش نمیکردم.
کرسی چهار ضلع داره....می بینید چقدر ریاضی من خوبه
حالا ما هفت نفر چطوری زیر اون کرسی جا میشدیم  ، خودش معماست...
بابام زیرش یک لامپ هم نصب کرده بود ، تا همیشه یه گرمای ملایم زیر کرسی حکم فرما باشه....و بعضی اوقات زیر کرسی و زیر نور  اون لامپه درس هم می خوندم...
پدرم برای معاش خانواده تلاش میکرد ....خیلی...و مادرم برای آسایش ما در خانه...
مرسی بابا، مرسی مامان.الان بابام کنارمون نیست و هر روز دل من براش تنگ میشه....
گفتم ما چهار تا بچه ‌بودیم یعنی هستیم ولی این بودن با اون بودن خیلی توفیر داره...
با هم دعوا میکردیم...زیرآب همو میزدیم ...گریه میکردیم ...می خندیدیم...درس می خوندیم تا برای خودمون کسی شویم...
حالا برای خودمون کسی شدیم ...خیلی وقته که کسی شدیم اما  ...دیگه دور هم نیستیم ...
من درس می خوندم تا دکتر بشم......رفتم رشته تجربی تا پزشک بشم....اما دکتر نشدم چون فهمیدم تحمل دیدن جراحت را ندارم...بین خودمون باشه....البته اولش کنکور پزشکی رو قبول نشدم ..بعدا فهمیدم که....آره ترسو هستم و کم تحمل....
این روزها قلب من پر است از جراحت ....ولی خوب ، بزرگ شدم ...حالا تحملم زیاد شده...میتونم جراحت های قلبم را ببینم و باز خیال کنم که حالم خوب است..
حال من خوب است....
از دست این کرسی که منو مجبور به نوشتن کرد...

شایدم کرسی اصلا چیز خوبی نباشه...!!!!!!
شهداده



طبقه بندی: خونه باغ ما، روز نوشت، دل نوشته، خاطره،
برچسب ها: دل نوشته، خونه باغ ما، خاطرات، کرسی، خاطرات فدیم،
[ بیست و هشتم دی 94 ] [ 05:23 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدک های من ]


چقدر دوست داشتنی هستند.. آدم هایی که شبیه حرفهایشان هستند....



طبقه بندی: دل نوشته، نکته، عاشقانه،
برچسب ها: دل نوشته، نکته هایی برای زندگی، آدمهای دوست داشتنی،
[ بیست و سوم دی 94 ] [ 07:05 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدک های من ]
شهدادگشت   خوشبختی یعنی :

نوشیدن یک چای گرم در قشنگ ترین استکان های خانه...



طبقه بندی: دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: خوشبختی، چای گرم، استکان،
[ بیست و دوم دی 94 ] [ 04:11 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدک های من ]


خاطرات خیلی عجیبند ...
گاهی اوقات می خندیم ...
به روزهای که گریه می کردیم ...

گاهی گریه می کنیم ...
به یاد روزهایی که می خندیدیم ..

...............

من آن ها را درون شیشه ی دلم جای داده ام...




طبقه بندی: دل نوشته، خاطره، نکته،
برچسب ها: نکته، خاطره،
[ هجدهم دی 94 ] [ 07:19 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدک های من ]

Image result for winter spring wallpaper

بیایید همه مون آ
رزو كـــنیم كه آن اتـفاق قـشـنـگ بـیـفـتـد…
رویـــا بـبـارد..
قـنــد بـاشــد ..
و
خــدا بــخـنـدد بـه خـاطـر مـا
زمستانتان سفید و پر برف



طبقه بندی: دل نوشته، عاشقانه،
برچسب ها: خدا، عاشقانه، زمستان، آرزو، یک اتفاق،
[ دوم دی 94 ] [ 19:55 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدک های من ]

 

آقا به خاطر دل زینب ظهور کن...

 شهدادگشت

عکس از دختری و پسری




طبقه بندی: امام زمان عج، دل نوشته، مذهبی، عاشقانه،
برچسب ها: امام زمان عج، ظهور، دل زینب، مذهبی،
[ پانزدهم مهر 94 ] [ 16:55 ] [ شهداده ایرانی ] [ قاصدکهای من ]

قشنگی عشق که میگن شاید همینه...دلتنگی

من عاشقم و دلتنگ♥  

وقتی دلتنگ میشوم برایتان دعا میکنم

و وقتی دعا میکنم به خدا نزدیک و نزدیک تر میشوم و در آخر من میمانم و خدایم♥ 

همان چیزی که از اول بودم♥ 

شهداد 

حکمت عشق همین است...رسیدن به "خدا"




طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: عاشقانه، خدا، دلتنگی، دل نوشته،
[ سی ام آذر 93 ] [ 07:18 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]

 دیروز دختری و پسری بعد از بیست و پنج روز رفتن خونه خودشونپای دختری تقریبا خوب شده پس دیروز که یکشنبه بود بعد از اینکه پسری رفت سرکار دختری هم وسایلش را جمع و جور کرد و با کمک همسری بردیم خونه شون کمی هم خرید کردیممنم موندم پیشش و شب اومدم خونهتمام دیروز مراقب بودم تا با اشکهام آبروریزی نکنم ولی آخرش نشد که نشد...دلم که میگیره؛بغض میکنه گلوم و اشک میشه چشمام.. 

و از دیروز دلم گرفته ...دلم براشون خیلی تنگه ...جاشون خیلی خالیه..کاش میشد ...اما نه نمیشه....وقتی نمیشه برای چی بگم ...فقط میگم که دختری و پسری ادامه ی وجود منندلم با اونا آروم میگیرهوقتی کنارم نیستن...یه جوریم..گمم؛تو زمان ؛تو لحظه ها..دلم ...دله دیگه ؛ دست خودش که نیست...با هیچی قانع نمیشه...فقط و فقطدختری و پسری را می خواد .. 

 هنوز عطرشان  اینجاست..در خانه ...در تمام هوای این خانه..ثانیه ثانیه دلم هوایشان را می کند و این ختم میشود به دلتنگی♥به یه عالمه دلتنگی♥  

شهداد




طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: دلتنگی، خاطره،
[ هفدهم آذر 93 ] [ 07:26 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ سفرنامه ی من است:
سفر به دل من...به گذشته ی من....به آینده ی من.....به دنیای خیال من و به زندگی روزمره ی من و خاطرات سفرهای کوتاه و بلندم به جاهای مختلف.
تمام عکس ها با برچسب شهدادگشت کار خودم و پسری و دختری است.و گاها همسری.
نوشته های قبلی منو می تونید در وب شهدادگشت "بلاگفا" بخونید...http://shahdadgasht.blogfa.com
یک سر بزنید ضرر نداره.
البته به مرور بعضی از نوشته هامو مثل سفرنامه ,روزنوشت های خونه باغ و دل نوشته هامو به اینجا منتقل می کنم.
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Logo Code>

شهدادگشت

سوره قرآن

چشم به راه شماییم...

عصر ظهور

عصر ظهور

طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)

a href="http://reza-tavakolfard.blogfa.com/" target="_blank">به نام خدا ، به یاد خدا ، برای خدا کلیک کنید"> وصیت شهدا