تبلیغات
شهدادگشت

شهدادگشت
سفرنامه ، خاطرات 
عنوان پست رو که خوندید لابد فکر کردید دستور آشپزیه....اون هم خورشت آلو نه خیر.....این یک خاطره ست .
کوچک بودم , دوران تحصیلی ابتدایی رو می گذروندم ...


عید بود و من عیدو خیلی دوست داشتم
مخصوصا دید و بازدید و عیدی گرفتن ها رو ...خونه اقوام پدرم رو بیشتر چون پولدار بودن و با کلاس و عیدی های خوبی بهمون میدادن و البته ... باید خیلی مرتب و منظم رفتار میکردم و این برای من که شلوغ بودم و بیش فعال سخت بود اما خوب به نتیجه اش می ارزید چند ساعت آروم بودن که منو نمی کشت....می کشت ؟؟؟مسلما نه.

خونه عمه ی بابام ...ناهار مهمون بودیم ...همه نشستن برای صرف غذا, منم نشستم   غذا کشیده شد...برایم غذا کشیدن...خورشت آلو اسفناج یکی از غذاهای روی میز بود...اولین قاشقی که در دهانم گذاشتم یک آلو در دهانم جا خوش کرد ,خوشمزه بود اما مونده بودم با هسته اش چکار کنم به بشقاب بقیه نگاه کردم هنوز کسی آلو نخورده بود...می خواستم بدونم بقیه با هسته آلو چکار می کنن....میزارن گوشه بشقاب , روی میز ...نمی خواستم بی کلاسی کرده باشم و بعدا سرزنش بشم...
  تا کی می شد هسته رو تو دهنم نگه دارم ....پس , به سختی قورتش دادم....خیالم راحت شد...
قاشق بعد را که خوردم آه از نهادم برآمد
یک آلوی دیگه و نتیجتا یک هسته ی دیگه....سریع به بقیه بشقاب ها نگاه کردم ....بی انصاف ها هنوز آلو نخورده بودن , باز من موندم و هسته ی در دهانم....آن را هم به سختی قورت دادم ....قاشق سوم و هسته سوم , یادم نیست کی برام غذا کشیده بود که با دست و دلبازی فراوان آلوهای ظرف خورشت را در بشقابم ریخته بود...
   هنوز هم کسی آلو نخورده بود , شاید هم خورده بود و مثل من قورت داده بود ...نمی دونم ....فقط میدونستم حالم خیلی بده و قورت دادن این یکی خیلی سخت تر از اولی و دومی بود...
خلاصه یاد گرفتم قبل از گذاشتن غذا در دهانم کمی بررسیش کنم تا گرفتار آلوهای خبیس
و هسته شون نشم.
بلاخره چشمم به جمال اولین هسته آلو روشن شد .... گوشه بشقابی قرار گرفته بود...و بعد از اون با خیال راحت دمار از آلوها درآوردم...


منبع بعضی از شکلکها
www.sheklake-mona.blogfa.com




طبقه بندی: خاطره،
برچسب ها: خاطره، عید، خورشت آلو اسفناج،
[ پنجم فروردین 96 ] [ 07:43 ] [ شهداده ایرانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ سفرنامه ی من است:
سفر به دل من...به گذشته ی من....به آینده ی من.....به دنیای خیال من و به زندگی روزمره ی من و خاطرات سفرهای کوتاه و بلندم به جاهای مختلف.
تمام عکس ها با برچسب شهدادگشت کار خودم و پسری و دختری است.و گاها همسری.
نوشته های قبلی منو می تونید در وب شهدادگشت "بلاگفا" بخونید...http://shahdadgasht.blogfa.com
یک سر بزنید ضرر نداره.
البته به مرور بعضی از نوشته هامو مثل سفرنامه ,روزنوشت های خونه باغ و دل نوشته هامو به اینجا منتقل می کنم.
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Logo Code>

شهدادگشت

سوره قرآن

چشم به راه شماییم...

عصر ظهور

عصر ظهور

طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)

a href="http://reza-tavakolfard.blogfa.com/" target="_blank">به نام خدا ، به یاد خدا ، برای خدا کلیک کنید"> وصیت شهدا