تبلیغات
شهدادگشت

شهدادگشت
سفرنامه ، خاطرات 
امروز سیزدهم آذر من و همسری خونه دختری هستیم
دیروز حدودای ساعت دو و نیم از خونه باغ اومدیم.
دلمون برای پسری خیلی تنگ شده...گفته بودم که پسری رفته کربلا
وقتی تلفنی با پسری صحبت میکنم تمام حس و حال خوبی رو که آدم تو کربلا و نجف داره بهم منتقل میشه....یه جوری احساس خنکی تو قلب و روحم میکنم...یک حس خوب...که واژه برای توصیفش پیدا نمی کنم.
تمام این روزهایم به اشک و آه گذشت.....باید من هم می رفتم....امام نطلبید...همسری هم همین را میگه!!!!
بهش میگم همت میخواد ...نشستیم تو خونه منتظریم از سفارت عراق برامون ویزا بفرستن....اونوقت میگی امام نطلبید...
باید به امام نشون بدی که تمام وجودت کربلا میخواد....
به همسری گفتم اگه سال دیگه اربعین نتونیم پیاده بریم کربلا ....واقعا بیچاره ایم....بیچاره ه ه ه ه ...
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ سفرنامه ی من است:
سفر به دل من...به گذشته ی من....به آینده ی من.....به دنیای خیال من و به زندگی روزمره ی من و خاطرات سفرهای کوتاه و بلندم به جاهای مختلف.
تمام عکس ها با برچسب شهدادگشت کار خودم و پسری و دختری است.و گاها همسری.
نوشته های قبلی منو می تونید در وب شهدادگشت "بلاگفا" بخونید...http://shahdadgasht.blogfa.com
یک سر بزنید ضرر نداره.
البته به مرور بعضی از نوشته هامو مثل سفرنامه ,روزنوشت های خونه باغ و دل نوشته هامو به اینجا منتقل می کنم.
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Logo Code>

شهدادگشت

سوره قرآن

چشم به راه شماییم...

عصر ظهور

عصر ظهور

طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)

a href="http://reza-tavakolfard.blogfa.com/" target="_blank">به نام خدا ، به یاد خدا ، برای خدا کلیک کنید"> وصیت شهدا